ارتقای آموزشی یا دغدغه ی پژوهشی،مسئله این است
قبل تر ها در پستی پیرامون تغییر گرایش در ارشد نکاتی را نوشته بودم و آن اهتمام ملت به تغییر گرایش از این نگاه بر می خیزد که همگی اذعان دارند که از دوران ارشد کم کم افراد گرایش خود را بطور اختصاصی انتخاب می کنند و در این دوران و دوران دکتری کم کم زندگی علمی آنان نضج می گیرد تا در آینده و سالیانی بعد به استادی که حرفی در خور در آن حوزه داشته باشد تبدیل شود.
این روزها که در پایان دوران ارشد و گیر و دار پایان نامه و ادامه تحصیل هستم تیتر بالا از طرف همه ی دوستان و اساتید یک اصل می شود. این آفتی جدی است برای این روزها که جنش نرم افزاری یک مد شده و اسلامی شدن علم یک اصل !!
شما در حوزه علوم انسانی البته اگر بخواهید کار اساسی بکنید باید تقریبا یک ترم را فقط برای تصویب موضوعتان و اصلاحات متعدد پروپوزالتان وقت بگذارید و بعد تازه بعد از خوردن سنوات شروع بکار کنید البته اگر استاد خوب در دانشکده و گروهتان پیدا شود و... البته این موضوعات شانس بسیار کمی برای چاپ شدن در نشریات علمی پژوهشی دارند مگر اینکه شما یک آشنای درست و حسابی داشته باشید.شما اگر بخواهید در موضوعتان درست کار کنید و سمبل نکنید از امتحان دکتری عقب می مانید.در دوره دکتری بعد ازخواندن کلی کتاب تکراری اگر به مصاحبه برسید نباید از نقد هایتان حرفی بزنید و یا اگر موضوعتان نقادانه بوده روی آن زوم کنید چون همین طوری این موضوعات حرف مفت حساب می شوند و فرار کردن به کار کتابخانه ای راحت دیگر شما آن را هم نزنید!
شما باید در کنار کارهایتان حتی اگر موضوع پایان نامه تان نقد بعضی روش ها باشد،از طریق همان روش ها چند تا کار انجام بدهید تا بتوانید انها را چاپ کنید و به داشتن مقاله علمی-پژوهشی مفتخر شوید.قدیم تر ها بچه که بودم فکر می کردم هرکس دکترا می گیرد خیلی مطالعه کرده است در حالیکه این روزها می فهمم که شاید دکتراهای زمان بچگی ما اینگونه بودند اند وگرنه حالاها دکتری و استادی یک لمی دارد در نظام آموزشی ما که باید طبق آن لم پیش بروید تا به ان نتیجه برسید.
از طرفی شما به جهادی خوانده شده اید که فرض بر شماست و هم به ملزومات بالا نیاز دارید و هم می دانید که آن جهاد و نتیجه اش چیزی کاملا مجزا از این زلم زیمبوهای آموزش عالی است برای همین باید دغدغه های پژوهشی تان و مبانی آن را نصب العین قرار داد و مطالعه کرد و استاد دید و هم اندیشی کرد و نقد کرد و ....
اینگونه می شود که به قول دوست فیلسوف ما و استاد گرانمایه مان و کلی آدم دیگر در نظام فعلی باید ارتقای آموزشی را از دغدغه های پژوهشی جدا کرد.البته دغدغه های پژوهشی هم در دوران کوتاه ارشد و دکتری قابل وصول نیستند و باید دورانی از زندگی را برای انها صرف کرد هرچند قدم های خوبی می توانند باشند.
نمی دانم چند نفر از بچه های ما موضوعات بدرد بخور تو ذهنشان است که تازه انها هم نمی توانند روی موضوعاتشان کار کنند پس این اتفاقات کجا باید بیافتد نمی دانم؟
باید فضا را شکست به مدد الهی
یاحق
اینجا جهان اسلام است