تبليغاتX
هواخوری - زوال دوران کودکی

هواخوری

بگذاریم که احساس,که اندیشه هوایی بخورد...

نیل پست من کتابی دارد که انقدر معروف هست که بعید می دانم اسمش را نشنیده باشید. چند بار گذاشتم که بخوانمش ولی انقدر نگرفت مرا که ادامه اش دهم. اما اینجا فقط می خواهم از عنوانش برای بحثم استفاده کنم...."زوال دوران کودکی"

نمی دانم چقدر کارتون می بینید؟ معمولا کسی که بچه دار است مجبور می شود یک مقدارش را ببیند. چقدر کارتون ها و انیمیشن های نسل جدید فرق دارد با کارتون های قدیمی.... دنیای هایدی و چوبین و سرنتی پیتی و بی خانمان و گوریل انگوری چقدر فرق دارد با عالم این انیمیشن های علمی تخیلی و انیمیشن های هارر (ترسناک) و بعضا همراه صحنه های سکسی (که البته با فیلتر صدا و سیما هنوز کاملا این نسل انیمیشن ها را نداریم)

یا عروسک ها... عروسک های کودکانه با دست و پاهای کوچک که بچه بغلش می کرد تا بخواباندش و بهش غذا می داد و غیرهم جای خودشان را داده اند به عالم پرتنوع و پررونق باربی ها که زن هستند و مرد هستند و نه کودک. احتمالا اگر یک باربی باز حرفه ای هم دیده باشید می دانید که علاوه بر جنسیت های مختلف نژادهای مختلف به همراه تمام وسایل زندگی شان اعم از خانه و ماشین و غیره و البته همه با سبک زندگی کاملا غربی را در برمی گیرد. یادم هست که دختربچه ای داشت برایم توضیحاتی به این مضمون  می داد که:" این دوست پسر جولیاست که اسمش هریه. جولیا هم الآن حامله است. نگاه کن شکمش رو که برمی دارم توش یه بچه است."

آموزش های جنسی در دبستان های بسیاری کشورهای پیشرفته متداول شده که البته در کشور ما هم عده ای برای عقب نماندن از پیشرفت های جهانی تبلیغش می کنند.

یادم هست که (فکر می کنم پارسال بود) شبکه چهار فیلمی گذاشت(که عنوانش را هم یادم نیست) فیلم ترسناکی که حدود ده نفر در یک کلبه چوبی در یک شب بسیار وحشتناک طوفانی در جای دوری گیر افتاده بودند و مجبور بودند شبی را با هم سر بکنند. اما یکی یکی کشته می شدند... به طرزی فجیع و اسف بار (مثلا یادم هست که زنی جنازه اش را قاتل قطعه قطعه کرده بود و داخل ماشین رختشویی انداخته بود و من مانده بودم که چطور این صحنه از دست صدا و سیما در رفته) خلاصه همه هم مطمئن بودند که قاتل یکی از خودشان است و هر کدام حدس هایی می زدند... در این میان همه سعی می کردند از پسرک ده ساله معصومی که همراهشان بود مراقبت کنند و مواظب باشند تنها نباشد و همیشه لااقل یکی مراقبش باشد.... آخر فیلم را مطمئنم نمی توانید حدس بزنید. قاتل هر ده نفر آنها همان پسرک بود.

این فیلم و فیلم هایی با این مضمون که زیاد هم شده و خودم الآن چند تایی را در ذهن دارم  مسلما از دنیای واقعی اطراف هم حکایت می کند (اینکه در خبر ها می خوانیم که مثلا در ویرجینیا پسری مادرش را به طرز فجیعی کشت یا همکلاسی اش را و خبرهایی از این دست که حتما زیاد دیده اید )

این همه پراکنده گویی کردم تا بگویم: به نظر می رسد که دوره معصوم و پاک و صادق و دوست داشتنی کودکی دارد حذف می شود. و باز به نظر می رسد که نقش رسانه ها را در این موضوع به هیچ وجه نمی توان نادیده گرفت.نقش اینترنت و تلویزیون و ماهواره و مجلات را (فعلا البته بیشتر دارم در فضای جهانی و غربی بحث می کنم). دیگر انگار حریمی نیست. برای رسانه اهمیتی ندارد که الآن مخاطب من کیست و این برنامه ممکن است چه تاثیری بر او داشته باشد. رسانه دنبال جذب حداکثری مخاطب است. برای آن خانوم خانه دار آشپزی می گذارد. برای آن بچه هم کارتون می گذارد. برای آن مخاطبی که دنبال سکس است برنامه های مورد توجهش را می گذارد و حتی مخاطبان هم جنس گرا را هم از نظر دور نمی دارد. کاری به این ندارد که الآن ممکن است بچه هشت ساله ای پای گیرنده باشد. مسئولیتی در این زمینه ندارد. مشکل خودشان است. فوقش آن پایین می نویسد دیدن این برنامه برای افراد زیر هجده سال توصیه نمی شود. نسبی گرایی است. سود محوری است. منفعت طلبی است. انسان محوری است( به قول شهید آوینی که بنای رسانه بر غرایز بشری استوار شده است نه بر فطرت او... این را گفتم که بگویم منظورم کدام انسان محوری است). وقتی ارزش مطلقی حاکم نباشد که به خاطرش از منفعتت بگذری همین می شود دیگر... همانطور که با سیستم های اقتصادی لیبرال سرمایه داری غربی اولین قربانی ها مستضعفین و محرومینند با حاکم شدن نظامات فرهنگی غربی هم اولین قربانی ها بی دفاع ترین و ضعیف ترینشانند... بچه ها!

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 8:30  توسط فاطمه اردبیلی  |