تبليغاتX
هواخوری - (شرکت) زنگوله قصه گو!!

هواخوری

بگذاریم که احساس,که اندیشه هوایی بخورد...

قدیم ها وقتی مادر و پدری بچه دار می شدند خودشان را مسئول برنامه ریزی برای تمام ابعاد زندگی این بچه می دانستند. مثلا با خودشان می گفتند که این بچه در آینده که می تواند شغل پدرش را ادامه بدهد یا برود پیش دایی اش یک مدتی شاگردی کند تا خودش بعدا اوستا شود. دختر خاله اش را هم برایش زیر سر داریم که سر و سامانی به زندگی اش بدهد. خانه مان هم انقدر بزرگ است که بعدا بسازیم یک گوشه ای را بدهیم به اینها...

این روزها گفتمان پدر و مادرها اما خیلی عوض شده... می گویند:دولت برای ازدواج جوانان ما چه کرده است؟ دولت برای اشتغال جوانان ما چه برنامه ای دارد؟ دولت برای مسکن جوانان ما چه می کند؟ ....

کار به جایی رسیده که به قول یکی از دوستان٬ سازمان ملی جوانان برای اوقات فراغت جوانان هم برنامه ریزی می کند. یعنی ای خانواده های عزیز! شما حتی عرضه برنامه ریزی برای اوقات فراغت جوانتان را هم از دست داده اید. بفرستید ما این کار را هم برایش می کنیم...

به راستی این نوع نظام تقسیم کار که تا این حد همه مسئولیت های خانواده را به دیگر نهادها واگذار کرده(مثلا تربیت را هم به نهاد آپ و رسانه ها و ....) از کجا آمده و  با رویکرد دینی و بومی ما به خانواده چه تناسبی دارد؟

راستی... دیدم تلویزیون تبلیغ شرکتی را می کرد به اسم زنگوله... اگر زنگ بزنید برای بچه هایتان قصه هم می گوید تا همین حد ارتباط فکری و عاطفی هم برود روی هوا...

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:38  توسط فاطمه اردبیلی  |