تبليغاتX
هواخوری

هواخوری

بگذاریم که احساس,که اندیشه هوایی بخورد...

هو الحق
سلام
خوشحالم از اینکه لازم نیست بعدها کسی اتفاقات این انتخابات را برایم تعریف کند و خودم دارم تجربه شان می کنم مثل انتخابات عجیب دوره قبل.
چیزی ننوشتم چون نمی دانستم کدام حرف هایم را باید بنویسم،تحسین می کنم آدم هایی را که می توانند انتخاب کنند و بنویسند ولی من نمی توانم ،این روزها اینقدر اتفاقات سریع دارد اتفاق می افتد که ادم در شوک می ماند و ...
فکر می کنم این روزها برای انقلاب روزهای مهمی هستند خصوصا آن اتفاق اعلام اسامی از تریبونی با اینهمه مخاطب.مخالفانی داشت که دلایلشان برای من قابل تامله اما من هم مثل نفسانیت نمی دانستم فردا انهم روز ۱۴ خرداد چه اتفاقی خواهد افتاد اما تنها نکته اش این بود حرف هایی زده شد که زمانی شایعات مردم بود و مردمی دیگر  برای دفاع از نظام ردشان می کردند، بعد به روزنامه ها رسید ،بعدتر به مجلس و همین طور به روند بالا ی سطح آمدنش ادامه داد تا آن شب و من تمام مدت فکر می کردم
آیا انقلاب با فسادی که در بدنه اش نفوذ کرده و دارد می کند و رواج اسلام امریکایی به تعبیر امام و دوستان جنبشی ما!!!و کلی مباحث مربوط فقط به این حوزه به کجا می رود و چه اتفاقاتی خواهد افتاد؟ایا نباید زمانی این سیر قطع شود و ایا دوستانی که مدعی اند باید در مسیر خودش بیافتد  مسیر هایی برای جریان افتادن این آب زلال را می شناسند؟! مگر تحقیق و تفحص ها چه شد؟حکم دادگاه ها چه کرده؟نهاد های سیاست گذار حتی فرهنگی مثل شورای عالی چه کرده اند و قس علی هذا.من ندای انذار اقا در علم و صنعت برای اینکه حواسمان باشد می شود از انقلاب فقط پوسته ای بماند که درونش چیز دیگری است را جدی می گیرم و  اقا محل تامل ها و مثال هایش  فساد ،اشرافی گری و رفاه طلبی و ... هستند.
من به احمدی نژاد رای می دهم واین روزها همه جوره در بین ملت ابراز هم میکنم هرچند بیشترین تجمع های عمرم را در این دولت و در مقابل نهادهای مربوط به او انجام داده ام و این که فلانی رئیس مجمع تشخیص است و رئیس خبرگان رهبری و فلانی بازرسی اقا و شاهرودی را هم که اقا می گذارد  سوال هایی است که من شاید  جواب می دهم اما نمی دانم طرح شدنشان چه پیا مد هایی دارد؟! البته هرچند من به شخصه فکر می کنم که اقا هم از راه افتادن این گفتمان که هرکه خلاف کرده بترسد و فضای ناایمنی احساس کند و حتی مجبور باشد پاسخ بدهد چندان هم ناراضی نباشد و البته اقا هم در بالا باشد و به همه تذکر بدهد ولی روند  کلی به این سمت برود ناراحت نیست.
دیروز بعد از مصلی تا ولیعصر را پیاده امدیم و البته در بین ملت سبز پوش! چنان معتمد به نفسانه که نفسانیتمان جا امد و البته بحث با ملتی که چند نفرشان معتقد بودند قوت موسوی در همین است که بالا شهری های تهران از او حمایت می کنند و در دعوای ما با انها او به صراحت گفت که انها - همان به تعبیر من رانت خورها و رشوه گیران بالای شهر که فقط تا سوپر سر کوچه شان می روند و صبح به صبح روزنامه می خوانند و سایت و .....- تحصیل کرده های روشنفکری هستند که می فهمند و دلیل رای دادنشان هم همین فهمشان است!!!و البته شهر ها و روستا ها با عرض معذرت(او گفت)نمی فهمند و من هم هرچه می دانستم و بلد بودم گفتم و او جامعه جهانی را مثال می زد و ۵۰ میلیون ایرانی را ندید می گرفت ووقتی بهش گفتم گور بابای جامعه جهانی یاد جمله بگذار تا قطعنامه دانشان پاره شود احمدی نژاد افتادم.از همه ی اینها بگذریم این جرات ها را امثال احمدی نزاد به ما نداده اند امام به ما و  امثال او داد .البته بعدش شب که شد دلم متن های آوینی را خواست و اینکه اگر او بود چه می نوشت برای چنین شب ها و روزهایی.یاد تابیدن همزمان ماه بر جوان های  جبهه و لاس وگاس افتادم(البته واقعا منظور تشبیهی ندارم)بیشتر تلاش ملت مستضعفی که برای انقلاب تلاش می کنند مد نظرم بود و تلاش ملت برای استقرار ایدئال های غرب و حالا ها در دامنه اتشفشان بودن و انفجار نور بیشتر معلوم است تا زمان اوینی البته برای ادم هایی مثل من.دلم می خواست اوینی بود و می نوشت تا بماند برای انقلاب که چه زحمات و اخلاص هایی انقلاب را نگه داشته نه امثال اقایان دیگر!!!دوست دارم یکی این دعواها را عمیق تر از مدل اقتصادی این و ان بداند و حتی وزیر این و ان و ....دعوا عمیق تر از این حرف هاست و همه صرفا نمایندگانی آگاه و یا حتی ناآگاه از آنند.
"و خدا ما را به راه راست هدایت کند.."
یا حق

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 14:7  توسط فهیمه فداکار  | 

نیل پست من کتابی دارد که انقدر معروف هست که بعید می دانم اسمش را نشنیده باشید. چند بار گذاشتم که بخوانمش ولی انقدر نگرفت مرا که ادامه اش دهم. اما اینجا فقط می خواهم از عنوانش برای بحثم استفاده کنم...."زوال دوران کودکی"

نمی دانم چقدر کارتون می بینید؟ معمولا کسی که بچه دار است مجبور می شود یک مقدارش را ببیند. چقدر کارتون ها و انیمیشن های نسل جدید فرق دارد با کارتون های قدیمی.... دنیای هایدی و چوبین و سرنتی پیتی و بی خانمان و گوریل انگوری چقدر فرق دارد با عالم این انیمیشن های علمی تخیلی و انیمیشن های هارر (ترسناک) و بعضا همراه صحنه های سکسی (که البته با فیلتر صدا و سیما هنوز کاملا این نسل انیمیشن ها را نداریم)

یا عروسک ها... عروسک های کودکانه با دست و پاهای کوچک که بچه بغلش می کرد تا بخواباندش و بهش غذا می داد و غیرهم جای خودشان را داده اند به عالم پرتنوع و پررونق باربی ها که زن هستند و مرد هستند و نه کودک. احتمالا اگر یک باربی باز حرفه ای هم دیده باشید می دانید که علاوه بر جنسیت های مختلف نژادهای مختلف به همراه تمام وسایل زندگی شان اعم از خانه و ماشین و غیره و البته همه با سبک زندگی کاملا غربی را در برمی گیرد. یادم هست که دختربچه ای داشت برایم توضیحاتی به این مضمون  می داد که:" این دوست پسر جولیاست که اسمش هریه. جولیا هم الآن حامله است. نگاه کن شکمش رو که برمی دارم توش یه بچه است."

آموزش های جنسی در دبستان های بسیاری کشورهای پیشرفته متداول شده که البته در کشور ما هم عده ای برای عقب نماندن از پیشرفت های جهانی تبلیغش می کنند.

یادم هست که (فکر می کنم پارسال بود) شبکه چهار فیلمی گذاشت(که عنوانش را هم یادم نیست) فیلم ترسناکی که حدود ده نفر در یک کلبه چوبی در یک شب بسیار وحشتناک طوفانی در جای دوری گیر افتاده بودند و مجبور بودند شبی را با هم سر بکنند. اما یکی یکی کشته می شدند... به طرزی فجیع و اسف بار (مثلا یادم هست که زنی جنازه اش را قاتل قطعه قطعه کرده بود و داخل ماشین رختشویی انداخته بود و من مانده بودم که چطور این صحنه از دست صدا و سیما در رفته) خلاصه همه هم مطمئن بودند که قاتل یکی از خودشان است و هر کدام حدس هایی می زدند... در این میان همه سعی می کردند از پسرک ده ساله معصومی که همراهشان بود مراقبت کنند و مواظب باشند تنها نباشد و همیشه لااقل یکی مراقبش باشد.... آخر فیلم را مطمئنم نمی توانید حدس بزنید. قاتل هر ده نفر آنها همان پسرک بود.

این فیلم و فیلم هایی با این مضمون که زیاد هم شده و خودم الآن چند تایی را در ذهن دارم  مسلما از دنیای واقعی اطراف هم حکایت می کند (اینکه در خبر ها می خوانیم که مثلا در ویرجینیا پسری مادرش را به طرز فجیعی کشت یا همکلاسی اش را و خبرهایی از این دست که حتما زیاد دیده اید )

این همه پراکنده گویی کردم تا بگویم: به نظر می رسد که دوره معصوم و پاک و صادق و دوست داشتنی کودکی دارد حذف می شود. و باز به نظر می رسد که نقش رسانه ها را در این موضوع به هیچ وجه نمی توان نادیده گرفت.نقش اینترنت و تلویزیون و ماهواره و مجلات را (فعلا البته بیشتر دارم در فضای جهانی و غربی بحث می کنم). دیگر انگار حریمی نیست. برای رسانه اهمیتی ندارد که الآن مخاطب من کیست و این برنامه ممکن است چه تاثیری بر او داشته باشد. رسانه دنبال جذب حداکثری مخاطب است. برای آن خانوم خانه دار آشپزی می گذارد. برای آن بچه هم کارتون می گذارد. برای آن مخاطبی که دنبال سکس است برنامه های مورد توجهش را می گذارد و حتی مخاطبان هم جنس گرا را هم از نظر دور نمی دارد. کاری به این ندارد که الآن ممکن است بچه هشت ساله ای پای گیرنده باشد. مسئولیتی در این زمینه ندارد. مشکل خودشان است. فوقش آن پایین می نویسد دیدن این برنامه برای افراد زیر هجده سال توصیه نمی شود. نسبی گرایی است. سود محوری است. منفعت طلبی است. انسان محوری است( به قول شهید آوینی که بنای رسانه بر غرایز بشری استوار شده است نه بر فطرت او... این را گفتم که بگویم منظورم کدام انسان محوری است). وقتی ارزش مطلقی حاکم نباشد که به خاطرش از منفعتت بگذری همین می شود دیگر... همانطور که با سیستم های اقتصادی لیبرال سرمایه داری غربی اولین قربانی ها مستضعفین و محرومینند با حاکم شدن نظامات فرهنگی غربی هم اولین قربانی ها بی دفاع ترین و ضعیف ترینشانند... بچه ها!

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 8:30  توسط فاطمه اردبیلی  |