تبليغاتX
هواخوری

هواخوری

بگذاریم که احساس,که اندیشه هوایی بخورد...

خوب یادم هست دبیرستانی که بودیم یک کارتی دستمان رسیده بود که اینورش عکس سیاه و سفید قشنگی از امام بود و آنورش ده توصیه اخلاقی از ایشان... ما هم که آن زمانها جوگیر این حرفها بودیم این را دستمان می گرفتیم و هر از گاهی مرورش می کردیم تا آویزه گوشمان شود و از یادمان نرود. یکی از آن توصیه ها این بود:" همیشه در مسائل معنوی خود را با بالاتر از خودتان مقایسه کنید و در مسائل مادی با پایین تر از خودتان." واقعا که جمله نابی است... باید با آب طلا نوشت و زد سردر صدا و سیما! راستی چرا صدا و سیما؟!

حالا من از شما می پرسم که به نظرتان ، عموما با توجه به این فرمایش رهبر انقلاب، در فیلم ها و سریالها چه نوع سبک های زندگی به مردم ارائه می شود تا به صورت دائمی خود را با آنها مقایسه کنند... زندگی ها و افرادی که از نظر معنویات... نمی گویم بی دین ولی اکثرا به یک دین حداقلی رضا می دهند و فوقش در طول سریال، ما دو بار اینها را سر سجاده ببینیم و می فهمیم که نمازی هم می خوانند... (البته سریالهای ماه رمضان و بعضی سریالهای خاص مثل شیخ بهایی از این فرایند جدا هستند و اغلب به نوعی دین و معنویات را به صورت کپسولی و جدا عرضه می کنند نه در نوع زندگی امروزی و اینجایی). در مسائل مادی هم که الی ماشاءالله... اکثر خانه ها دو طبقه. بزرگ. شمال تهران. چند دست مبلمان.... بُعد مادی که می گویم فقط منظورم پول و پله نیست البته... مثلا همین ظاهر وتیپ افراد! حقیقتا این که همیشه تلویزیون سعی کند بهترین تیپ های زن و مرد جامعه را به نمایش بگذارد چه آثار روانی بر مخاطبان دارد؟ اولا که زیبایی امری نسبی است یعنی یک نفر ممکن است از نظر یک فردی خیلی خوش تیپ باشد و از نظر دیگری خیر. مثل لیلی را در ادبیات قدیم داریم که خیلی ها به مجنون خرده می گرفتند که تو ابله چطور عاشق یک هم چین کسی شده ای؟ ... ولی امروزه رسانه ها (مثلا در حیطه کلان توسط سینمای هالیوود و ماهواره ها و حتی توسط رسانه کشور خودمان در سطحی البته نه تا آن حد مبتذل )چه اتفاقی می افتد. یک نوع تیپ و هیکل و چهره به عنوان شاخص زیبایی مطرح است و بقیه هم که ول معطلند... نتیجه اتخاذ یک چنین رویکردی به راستی چیست؟ آیا سطح زندگی مادی که در تلویزیون به صورت بیست وچهار ساعته عرضه میشود تا مردم همه شهرها و همه طبقات خود را با آن مقایسه کنند نمی گویم یک زندگی پایین دست ولی آیا حتی در سطح میانگین و متعارف جامعه هست؟ واقعا یک دلیل این فرهنگ فراگیر نارضایتی و غر زدن و طلبکاری که به صورت افراطی در میان مردم شاهدش هستیم ناشی از همین نوع بی توجهی ها نیست؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 6:42  توسط فاطمه اردبیلی  | 

هوالحق

لا تجتمع عزيمة و وليمة،ما انقض النوم لعزائم اليوم،و امحي الظلم لتذاكير الهمم.

همت بلند و خوشگذراني با هم جمع نميشوند،چه بسا خوابهاي شب كه تصميم هاي روز را از بين برده،و تاريكيهاي فراموشي كه همتهاي بلند را نابود كرده است. 

                                                                                      نهج البلاغه،خطبه ۲۴۱

چقدر خوب كه از همين اول سالي اتفاقاتي مي افتند كه آدم را به ادامه زندگي اميدوارتر ميكنند!كانون انديشه جوان ۲ تا كتاب جديد در فضاي ادبيات متعهد منتشر كرده كه يكيش مال شهريار زرشناس است و ديگري مال آقاي كامران پارسي نژاد.هر دو مجموعه مقالاتي كه قبلا نوشته شده اند و الان گردآوري شده اند.قرار است يك كتاب از آقاي دكتر جباري هم -انشالله تا زمان نمايشگاه كتاب- در بيايد،مقاله نوستالژياي ميرحسين ايشان را اگر نخوانده ايد حتما بخوانيد،البته حالا ديگر خيلي جديد نيست،ولي پرداختن به موضوع انتخابات از زاويه نگاهي ست كه طرح آن به اين شكل بين طيف خوديها كمتر سابقه داشته.و حلقه ي آخر اين زنجيره اخبار اميدواركننده! انتشار نشريه پنجره بود كه البته اين يكي قبل از عيد در آمده،و قرار است به شكل  دوهفته نامه منتشر شود.اگر از تمام نقدهايي كه به اين نشريه وارد است بگذريم،فقط خود ديدن اسم يعقوب توكلي و مصاحبه با محمدكاظم كاظمي و مطلب دكتر داوري اميدواركننده بود.قبل ترها خبر انتشار آن به اين شكل به ما رسيده بود كه قرار است يك شهروند امروز حزب اللهي در بيايد و آقاي زاكاني و فريدالدين حدادعادل بالاي سر كار باشند.آن موقع ما فكر كرديم كه انشالله اين شباهت فقط قرار است در حوزه ي قوت مطالب باشد ولي الان ميبينيم كه پنجره و شهروند امروز از خيلي جهات ديگر هم شبيه به همند!الگوي صفحه بندي مجله كه از فرط تفاوت آدم را دچار اين توهم ميكند كه شايد شهروند امروز از توقيف درآمده؟!نزديك به ۶۰ درصد مطالب هم مربوط به حوزه ي سياست و اقتصاد هستند،آن هم مقاله ها و گفتگوهاي طولاني،كه شايد اگر به صورت ستون ستون نوشته ميشدند انگيزه ي بيشتري براي مخاطب عام ايجاد ميكردند.البته بايد ديد كه آقاي زاكاني و تيمشان دنبال انتشار مجله براي طيف متوسط مذهبي بوده اند يا خير؟شهروند امروز در پاسخ به چنين نيازي از طرف تيم آقاي عطريان فر منتشر شد و به دنبال تغذيه ي فكري مخاطب متوسط و خاكستري جامعه به وسيله ي خط فكري دگرانديشانه بود،و پنجره هم اگر بخواهد مخاطبي عام تر از خواص جامعه حزب اللهي داشته باشد بايد تنوع بيشتري در مطالب داشته باشد.خود اسم مجله يعني پنجره هم به نظر ميرسد كه زيادي خنثي ست،باز همان شهروند امروز را كه ببينيم وجه تسميه اش تاريخ فلسفه غرب(و به طور خاص فلسفه اگوست كنت) بود كه صحبت از ادوار تاريخ ميكرد و شهروند امروز را بر شهروند ديروز و پريروز ارجح ميدانست،ولي براي پنجره حداكثر ميتوان در فضاي پنجره اي رو به شكوفايي انقلاب و پنجره اي رو به افق هاي تازه انقلاب تاويل هايي قائل بود!علاوه بر مطالب فرهنگي آخر مجله من خواندن مصاحبه ي دكتر حداد عادل در مورد اصول گرايي را پيشنهاد ميكنم كه نكات خوبي دارد.  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 13:2  توسط فاطمه سلطانی ثانی  |