تبليغاتX
هواخوری

هواخوری

بگذاریم که احساس,که اندیشه هوایی بخورد...

بسم الله الحق

"در حال حاضر مرجعیت‌های سنتی تضعیف شده و مرجعیت‌های اجتماعی شكل نگرفته و در چنین شرایطی اگر جنبش دانشجویی روشن‌بین و واقع‌نگر باشد تا حد زیادی می‌تواند نقش مرجعیت را داشته باشد. خاتمی همچنین بر درك شرایط زمانی، مكانی، منطقه‌ای و جهانی از سوی جنبش دانشجویی تاكید كرد و گفت: جنبش دانشجویی باید نیازهای واقعی جامعه را درك كند و به سوی استقرار نظم و سامان امور حركت كند تا در سایه آن دردهای مزمن جامعه درمان شود و خواست‌های جامعه مبنی بر توسعه اخلاق و رعایت موازین مورد نیاز جامعه تامین شود و زبان او به زبان جامعه نزدیك گردد."

در شرايطي كه تا اسم آقاي خاتمي مي آيد همه به ياد حضور يا عدم حضور او در انتخابات رياست جمهوري آينده مي افتند و جمله ي "نميگويم نه"ايشان تيتر يك ميشود،نميدانم كسي به ساير بندهاي صحبتهاي ايشان در تالار شهيد چمران در روز ۲۵ آذر هم توجه كرد يا نه،ولي تعويض جايگاه مرجعيت سنتي با جنبش دانشجويي سخني ست بسيار شاذ و سنگين،آن هم از زبان كسي كه ۸ سال رياست قوه ي مجريه را بر عهده داشته.اين حاشيه ي عجيب را داشته باشيد،و اما يك ماجراي عجيب تر...

 يكشنبه،۱۵ دي ماه،دانشكده ادبيات دانشگاه تهران.قرار است ساعت ۲ بعد از ظهر در تالار فردوسي دانشكده ادبيات مراسم بزرگداشتي براي مرحوم سيد عباس معارف،از شاگردان فاضل استاد سيد احمد فرديد برگزار شود.شنيدن اسم مهمانان هم دلمان را براي شركت در برنامه بيشتر به آب مي اندازد!دكتر محمد رجبي،دكتر داوري،دكتر اكبر جباري،يوسفعلي ميرشكاك،علي معلم،دكتر صافيان و...

ساعت ۲ شده و لي هنوز درهاي تالار فردوسي قفل است.البته اگر مراسم راس ساعت شروع شود بايد تعجب كرد!ولي هي زمان ميگذرد و هيچ خبري نيست.يك ربع،نيم ساعت،۴۵ دقيقه...حتي اساتيد را هم بين جماعت ايستاده پشت در ميبينيم كه كم كم زمزمه ها شروع ميشود:انجمن اسلامي دانشكده ادبيات برنامه را به هم زده!و از زبان خود بچه هاي انجمن اسلامي ميشنويم كه:انجمن اسلامي مستقل هم از برگزاركنندگان برنامه بوده و اين تشكل مجوز قانوني ندارد!...همه مبهوت مانده اند ولي ظاهرا عزم انجمني ها جزم تر از آن است كه به احترام اساتيد هم كه شده دست از بازي كودكانه شان بردارند.

...و بعد البته معادله با كمي تغيير به نتيجه رسيد:بزرگداشت سيد عباس معارف،يكشنبه ۱۵ دي ماه،دانشكده ادبيات،به نيمكتهاي روبروي دانشكده مراجعه كنيد!!اساتيد روي نيمكتها نشستند،و ما مهمانان گرامي هم كف زمين نشستيم و از صحبتهايشان استفاده كرديم...

پي نوشت۱:فقط ۴ نفر از اساتيد برنامه موفق به ورود به دانشگاه تهران شده بودند،و حراست از ورود استاد علي معلم،يوسفعلي ميرشكاك،و وحيد جليلي به داخل دانشگاه جلوگيري كرده بود.تابناكيها قبلش گفته بودند كه آمدن سيد محمد خاتمي و مير حسين موسوي هم به برنامه محتمل است.

پي نوشت ۲:رابطه ي روساي دانشگاه تهران و بچه هاي انجمن مستقل ظاهرا بيشتر از اين نقاط مبهم دارد،چون يكي دو روز بعد از اين ماجرا حكم تعليق انجمن مستقل دانشگاه تهران رسيد،كاش بنياد فرديد از خير برگزاري مراسم در دانشگاه تهران ميگذشت و يا سراغ انجمن مستقل نميرفت كه ماجرا به اينجا ختم نشود.اين وسط ظاهرا فقط حراست دانشگاه تهران و بچه هاي انجمن حرف هم را خوب فهميده اند و كاملا هماهنگ و متحد عمل كرده اند!

پي نوشت ۳:اصل خبر راينجا و اينجا و اينجا بخوانيد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 16:49  توسط فاطمه سلطانی ثانی  | 

چندی پیش لیونی طی مصاحبه ای گفت که آنچه امروز در غزه می گذرد نمود ارزشهای دنیای آزاد است. این سخن هر چند انزجار آور است ولی به راستی از حقیقتی غیرقابل انکار روایت می کند.

به راستی اسرائیل وجه صادق، آشکار، بی پرده، صریح و عریان دنیای لیبرال دموکراسی غرب است. وجهی است که مجبور نیست چهره زشتش را پشت هزارن نقاب مخفی کند. مجبور نیست شعارهای غیرانسانی اش را از طریق صدها واژه زیبا اعمال کند. مجبور نیست از حقوق بشر دم بزند و از آزادی و از مردم سالاری. مجبور نیست بیاید همه کشورها را با چماق و با هویج و با عنوان  صلح پایدار و مبارزه با تسلیحات هسته ای ببرد تحت نفوذ آژانس انرژی هسته ای و ان پی تی.. و از آن طرف خودش به نسل چندم سلاح های هسته ای رسیده باشد...

به راستی اسرائیل خط قرمز و فصل الخطاب عالم غرب است... امریکا و انگلیس و آلمان و فرانسه و غیره که سر هزار مسئله با هم اختلاف دارند اینجا که می رسند انگار که رسیده باشند به آن وجه و آن بعد وجودی خودشان که نمی توانند انکارش کنند و نمی توانند تنهایش بگذارند..

از آن طرف فلسطین هم خط قرمز جهان اسلام است. هر کدام از دولت ها و امت های اسلامی به نسبتی که با فلسطین برقرار کرده اند، از جهان اسلامند. این که امام این همه می گفت فلسطین پاره تن جهان اسلام است و اسرائیل اگر به بحر عالم دست بزند، نجس می شود، شاید ناظر به چنین معنایی باشد...

اتفاقی که امروز در نوار غزه می افتد، اتفاقی بود که سال ۶۱ هجری در کربلا افتاد. جبهه حق به تمامی خود در مقابل جبهه باطل و ستمگر به تمامی خود. حق و باطل هر دو آشکار و عریان و بی پرده. و اینجاست که هر انسانی ناگزیر است از انتخاب و از این که نسبت خود را با این دو جبهه معلوم دارد... کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا...

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 21:53  توسط فاطمه اردبیلی  | 

 گاهی که روحمان تا آن حد محدود و مغفول می شود که دغدغه هامان. فکر و ذکرمان. آرمان هامان. عالم اطرافمان. همه چیزمان. حتی خدایمان. این همه کوچک می شوند... که حالمان انگار بدجوری "حتی اذا ضاقت علیهم الارض بما رحبت و ضاقت علیهم انفسهم"(توبه.۱۱۸) شده است... گاهی که یک چیزهایی را این همه زیادی جدی می گیریم و یک چیزهایی را آن همه زیادی شوخی...

دیدن یک چنین صحنه هایی ضربه می زند. به یادمان می آورد. بزرگمان می کند. یک لحظه همه معادلات زندگیمان را به هم می زند. همه هدفهایمان. تلاش هایمان. دغدغه هایمان.... همه را  به تجدید نظر می خواند. به چالش و به محکمه می کشد...

تذکرمان می دهد...

 پی نوشت: چند وقت پیش که داشتم یکسری از تصاویر فضایی ناسا و غیره را می دیدم و تند تند رد می شدم... یک لحظه ماندم. مات و مبهوت. گیج و منگ... در یک صفحه پر از کهکشان و ستاره و منظومه و غیره یک نقطه خیلی خیلی کوچک را آن دورها با فلش نشان داده بود و نوشته بود: sun                    به همین سادگی!!

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 1:45  توسط فاطمه اردبیلی  |