قرار بود یک رمضان را در سال با خودمان خلوت کنیم. ببینیم داریم چکار می کنیم با خودمان با زندگی مان. محاسبه ی سال قبلی... مشارطه ی سال پیش رویی... ولی اگر بشود. نمی خواهم بگویم اگر بگذارند و همه ی تقصیرها را به گردن بقیه بیندازم. به رسم معمول. ولی حقیقتا یک لحظه رهایمان نمی کنند. یک لحظه ما را با خودمان تنها نمی گذارند. یکی از مهمترین هاش همین تلویزیون! کاری ندارم که مثلا ماه رمضان سریالهای معنوی ای می گذارند که هر چی آدم دزد و خلاف شب عید فطر متحول شده و به راه راست هدایت می شود و به این طریق بر روی ما مخاطبان آثار عمیقی بر جای می گذارد که تا رمضان بعد جواب می دهد!! یا بیشتر کانالها را که می گیری یک مجری بزک دوزک کرده ای نشسته با یک روحانی ای که در مورد ماه ضیافت الله با هم به بحث نشسته اند و من یکی که معمولا حوصله شان را ندارم... اصلا کاری به محتوای این برنامه ها ندارم. مسئله این است که اینها یک لحظه ما را به خودمان وانمی گذارند. باید داد بزنیم:" ایها الرّسانیّون! تکلنا علی انفسنا طرفۀ عینِ ابداً"! مسئله تنهایی زدایی است که البته چیزی متفاوت است از شخصی زدایی که آن هم از جوانب زندگی ماشینی است و همه ی اینها با رعایت لوازم فردگرایی هستند! خودمانیم عجب اعجوبه ایست این حضرت مدرنیته!!
تلویزیون ما را سطحی کرده است. نسل ما را که یک نسل دیداری- شنیداری است. عادتمان این شده که تمام مدت ببینیم و بشنویم و دریافت کنیم اطلاعات زیادی را در قالب فیلم ها و سریالها و سخنرانی ها و میزگردها و غیره. ولی این که کی می خواهیم فرصتی پیدا بکنیم برای تجزیه و تحلیل این همه داده. برای عمیق تر شدن در آنها. برای عبرت گرفتن یا اتعاظ از آنها. این مسئله ی دیگری است. بگذریم که معمولا محتوای این داستانها طوری نیست که منجر شود به "ان فی ذلک لایات لقوم یعقلون" ولی با این حال این فرصت را هم نمی دهند به مخاطب. مخاطب ایده آل رسانه اصولا نباید زیاد از این دست فرصت ها پیدا بکند. اگر هم لازم بود نتیجه ای از مثلا فیلمی گرفته شود به طرز تابلویی در یکی دو قسمت آخر در دیالوگها می آید تا مخاطب همین زحمت ناچیز را هم به خودش ندهد.
من می گویم که یک ماه رمضانی به جای اینکه دوچندان سعی در پر کردن وقت مخاطبان داشته باشید مجال بیشتری به آنها بدهید. باور کنید همه ی شبکه ها مجبور نیستند بعد از افطار سریال پخش کنند. همه ی این انرژی و هزینه را جمع کنید یک سریال آدم ساز هم نه ولی آدم وار پخش بکنید. البته باید دید مخاطبانی که عادت کرده اند به این نوع رسانه چقدر چنین چیزی را تحمل می کنند. مخاطبانی که حتی قرآن ماه مبارکشان را هم با تلویزیون ختم می کنند تا فوقش بتوانند ترجمه را هم سرسری نگاهی بیندازند. تا یک وقت خدایی نکرده مکثی نکنند در آیه ای. افلا تعقلون ها و افلا تتفکرون ها را پشت هم تند و تند می خوانند تا در عرض نهایتا چهل و پنج دقیق جزءشان را تمام کنند و... خلاص!
این ها تضادهایی است که سیمای جمهوری اسلامی حقیقتا در درون خود از آنها رنج می برد. اینکه باید از سویی دانشگاه انسان سازی باشد و از دیگر سو لوازم و جوانب رسانه ای اش را حفظ بکند. باید اکثریت را نگه دارد تا فلسفه وجودی اش تحقق یابد. اکثریتی که در لسان دینی عموما "اکثرهم لایفقهون" و تعابیری از این دست هستند...