تبليغاتX
هواخوری

هواخوری

بگذاریم که احساس,که اندیشه هوایی بخورد...

طولانی شد عذر خواهم!!
*اولین بار که این برنامه را دیدم موقعی بود خسته و کوفته رسیدم خانه ی فاطمه خانم اردبیلی و ایشان داشت غرق می شد،و البته من با اینکه نجاتش دادم ولی خودم مجبور شدم صاحبخانه بازی در بیاورم و از خودم پذیرایی کنم و او هم بعدش کلی در مورد مهمان برنامه و صحبت هایش سخنرانی کرد عصبانی بود و خدا را شکر من رسیدم وبا کسی می توانست درد و دل کند.این روز ها که در منزلم، بیشتر وقت می کنم "اردی بهشت"را ببینم.برنامه ای که با محوریت مباحث زنان است و هر روز ظهر  از شبکه چهار سیما پخش می شود.بعضی مواقع مهمان ها و البته بیشتر مجری برنامه روی اعصاب آدم راه می رود.موضع سیاسی مجری که معلومه و جالبه اون دفعه یکی از این خانم های دوم خردادی را آورده بودند ایشان هم چنان از تفکر امام و اینکه فقط ما می فهمیم نگاه امام به زن را و اینکه هر جریانی که اسمش را اصولگرا گذاشت دلیل بر راه امامی بودنش نیست  صحبت می کرد و مجری هم در سته درسته می گفت.حالا نه اینکه خط امامی بودنشان در بحث زنان را تا به حال ندیده ایم!!چند روز قبل هم سخنرانی غرایی کرد در این مورد که هرکس که در بحث زنان نقد دارد را متهم به فمنیست بودن می کنند و.... نمی دانم چرا هر وقت مهمان ها می خواهند توضیح بدهند می دانیدچه می شود دیگر وقت نیست،میان برنامه دارند و.....این هم برنامه زنان تلویزیون ملی .هرچند کامل کننده ی پکیج کلی بقیه برنامه هایشان است دیگر.اینکه در بحث زنان کار نمی شود ،اینکه باید از متصدیان بحث زنان پرسید چه می کنند؟اینکه تعداد آدم های خبره مباحث زنان کم است و...درست ولی برنامه ای بهتر از  شبکه چهاری ها انتظار است .
*من نمی دانم باید پیش چه کسی رفت و التماس کرد و یا حتی پایه ام برای تجمع گذاشتن !!هرجا که لازم باشد، که این حوزه علمیه و جاهای اینطوری مرکز مشاوره نزنند!!اعتکاف یه خانمی آمده بود از حوزه علمیه قم بعنوان مشاور تا جواب پرسش های معتکفان را بدهد.از سوال های معتکفان بگذریم که جای بحث جدی ای را می طلبد و برای ما که بالاخره کارمان است تعجب ندارد .ولی تعجب از چرندیاتی (شما که نمی شناسید بگذارید راحت باشم )بود که بنده خدا تحویل ملت می داد و دقی که من و دوستم بعنوان مشاوران مملکت داشتیم می خوردیم.اولش ما با دانش آموزان جلسه داشتیم نفهمیدیم چه خبر است ،بعد به جواب هایش خندیدیم و بعدتر که کاسه صبر بنده لبریز شد  با هماهنگی با دوستان نیمچه مسئول بعنوان متصدی برنامه(خودم خودم را کردم متصدی)رفتم یک برگه دادم دست استاد گرانمایه که پنج و یا نهایتا ده دقیقه وقت دارید و بعدش برنامه است و ایشان برنامه را همان موقع تمام کرد.از منبر که پائین آمد جمعیت بود که برای سوال داشت می آمد که خدا را شکر فکر کنم زود رفت.جواب ها از بس چرت و غیر عمومی بود نمی نویسم ولی آن هم کلاسی ما، که کلی حاشیه داشت !!و معدلش هم ۱۳
بود و همه ی کلاس ها را هم دو دره می کرد یقین دارم بهتر پاسخ می داد و طرح مسئله می کرد جدا می گویم نه از باب اغراق.مشاوره های سیمای قران و رادیو معارف و... را هم اضافه کنید.یه موقعی آقای مهدوی می گفتند توی یک سخنرانی رادیو معارف را پیاده کرده اند بابت مشاوره تلفنی هاشون ،خداییش همه ی این ها حقشان است.هرچند اصالتا ما مشاوره تلفنی نداریم و اگر امر تلفنی هم باشد راهنمایی تلفنی است.یک بار هم از مرکز مشاوره موسسه امام خمینی (ره)بازدید کردم برای همکاری با اینکه سال اولی بودم ولی با همان چند واحد و دیدن جزوه هایشان فهمیدم اینجا هم خنده بازار است و خبری نیست و دیگر نرفتم.محض رعایت عدل باید گفت آن موقع اینطودی بود حالایش را الله اعلم.
*از اول رجب آدم منتظر آمدن نیمه رجب است و ایام البیض و وقتی تمام می شود تازه می فهمد ای دل غافل رجب از نیمه گذشته و دارد می رود به سمت ماه پیامبر ،مثل انتظار نیمه شعبان که فردایش تازه ناراحتی چقدر زود رجب و شعبان گذشت و حالا این ماه رمضان است که دارد می آید.
*و اما قضیه ستاد و این ادامه ی مطلب را حتماببینید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 18:54  توسط فهیمه فداکار  | 

این  روزها تولد چای نبات است و چای نباتی ها به سنت تحویل گیری هر سالشان تولد راه انداخته اند و سر زنندگان به این وبلاگ مطلب می نویسند.از وقتی که بنر را عوض کردند و اعلام نزدیک شدن به ایام تولد این وبلاگ را اعلام، من تصمیم گرفتم به این مناسبت بنویسم ،البته نه مثل دوستان در تمجید و تعریف بلکه بعنوان یک بهانه برای نوشتن در مورد وبلاگ ها،اصلا همین که این مطلب را به این مناسبت دارم می نویسم خودش تحویل گیری چای نباتی هاست و سعادتی برای آنها برای تبریک این مناسبت!!!
قبلا ها یک بار تصمیم گرفتیم یک لیست صد تایی در مورد وبلاگ های دغدغه مند،متعهد ،نمی دونم هر کسی که بشود معرفی کرد که حرف دارد تهیه کنیم ،به این مناسبت خیلی جاهایی را هم که تا به حال نرفته بودیم رفتیم.خودمان هم در فضای مجازی بعضی جاها را سر می زدیم ،بعدها دوستی خواست که در مورد وبلاگ های دفاع مقدسی بنویسم که من مانده بودم مگر چقدر وبلاگ درست و درمان هست و من کلا با رویکرد نقد این وبلاگ ها وارد شدم و نوشتم  ونه رصد .بماند ان موقع ها خودمان وبلاگ نداشتیم و حالا داریم!!
نویسنده ی وبلاگ کره زمین یک پنجم دبستانی است که البته با ما نسبتی هم دارد اوایل که وبلاگ راه انداخته بود  روی بنرش نوشته بود :وبلاگ راهی برای پر کردن اوقات فراغت.عجب حرف صادقانه ای! 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 20:26  توسط فهیمه فداکار  | 

هوالحق

       "بابک مفتوح للراغبین و خیرک مبذول للطالبین...عادتک الاحسان الی المسیئین...."

*وچقدر زود رجب آمدو دوباره ما در ماه خدا داخل شدیم با همه ی لحظه های بابرکتی که تو راپیش می برند.آماده میشوی که به شب قدر برسی با همه ی عظمتش... و ما مثل همیشه..
عمری به جز بیهوده گفتن سر نکردیم                   تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم

از وبلاگ نفسانیت جزوه ماه رجب استاد طاهر زاده را گذاشتم که خواندنش هر سال خالی از تذکر نیست.
*یه تعداد از دوستان ما که از فارغ التحصیلان اتحادیه انجمن های اسلامی دانش اموزان هم هستند تصمیم داشتند بروند اردوی جهادی و داشتند پرس و جو می کردند که با کجا بروند گذشته از اطلاعاتی که دادم ،بهشون می گفتم چرا نمی روید اتحادیه شهرتان و بادانش اموزان اتحادیه کار کنید؟بالاخره جایگاه اموزشی که شما در اردوی جهادی می روید را دراتحادیه هم می توانید داشته باشید و یا اصلا چرا بعد از  اردو جهادی نمی روید اتحادیه که با دانش اموزان مرتبط باشید؟کلی تلاش کردم اهمیت کار دانش آموزی ،همین قدر را که در تجربیات کار دانشجویی و دانش آموزی بدست آورده بودم و یا از دوستان به ما ارث رسیده بود را بگویم.آخه اتحادیه یک عالمه دانش آموز نخبه ی دغدغه مند مرتبط دارد و یا این پتانسیل را دارد که داشته باشد و چقدر می شود کار کرد و چقدر فضا برای حضور فارغ التحصیلان دانشجو خالیه!
جالبه بعضی از دوستان به خاطر داشتن یک تجربه ی حزب الهی گری و یا خواندن کتاب خاطرات اردوی جهادی دوست داشتند بروند،گذشته از مد شدن اردوهای جهادی - که گاهی هم با توجه به برنامه ریزی ها و مدل کار و ...باید نگران شد - البته من نمی خواهم این حرکت را زیر سوال ببرم هرچند بعضی دوستان ما نکاتی حواشی در اصل اردوها هم دارند ،کلی داشتیم بحث می کردیم که کار برای انقلاب و احساس ضرورت است یا دوست داشتن یک تجربه حزب الهی گری که در صورت دوم نتیجه محل تامل است.
*در راستای اتفاقات دانشگاه علامه ونقد های دوستان ،آقای متولی رئیس اسبق بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی علامه واز فعالان بسیج از دانشگاه اخراج شدند.ایشان جزو معترضین به مدیریت دانشگاه بودند و با  یک مستمسک اموزشی!!!! در حالیکه دو واحد از درسشان مانده است اخراج شدند.بهانه ای که حتی مخالفان  ایشان هم اذعان دارند و حتی به ایشان گفته شده مشکل شما آموزشی نیست و سیاسی است و جالبه مشکل اموزشی با فرض واقع بودنش از طرف دانشگاه بوده به دلیل عدم اطلاع رسانی،عدم اخطار کتبی و اطلاع این موضوع سر جلسه امتحان و اخر سال و ترم.
*وداستان نشست های تابستانی تشکل ها

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 10:3  توسط فهیمه فداکار  | 

 

تنها ساعاتی پس از انتشار نامه بیش از ۶۰۰ نفر از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاهها خطاب به سران سه قوه جهت بررسی ابعاد گزارش‌های تحقیق و تفحص از قوه قضائیه و آموزش عالی و دانشگاه آزاد در خبرگزاری فارس و متعاقب آن در برخی سایتهای خبری، قاضی مرتضوی دادستان تهران، در تماسی تحکم‌آمیز با این خبرگزاری و نیز روزنامه‌های کثیرالانتشار کشور، آنها را وادار به حذف این خبر مهم از روی خروجی خبرگزاری فارس و انصراف از انتشار این نامه‌ها در روزنامه‌های صبح فردا نمود.

به نظر می‌رسد با این اقدام عجیب، سوء‌استفاده از موقعیت شغلی را نیز بتوان به فهرست موارد اتهامی آقای دادستان که نیاز به تدقیق از جانب مسئولین ذیصلاح دارد، اضافه نمود.

حتما به اینجا سر بزنید و در صورتی که با محتوای نامه به سران قوا موافق بودید همانجا امضا کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 11:8  توسط فاطمه اردبیلی  | 

.

رفته بود سخنرانیُ منافقین هم آدم آورده بودند.جا نبود.بیرون شعار میدادند.آخر سر گفتند حاج آقا از در پشتی بفرمایید که به خلقیها نخورید.گفت:این همه راه آمده اند علیه من شعار بدهند.بگذارید چند"مرگ بر بهشتی" هم در حضور من بدهند.از همان در اصلی رفت...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 17:10  توسط فاطمه سلطانی ثانی  | 

 

                                       

               عید همه مبارک!!

                  

کمیته ی سیدا کمیته ای بین المللی است که اجرایی شدن مفاد کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان رادر
کشور های جهان پیگیری میکند ،این کنوانسیون در اخطار به یکی از کشور ها گفته بود که چرا روز
مادر دارند و روز مادر را باید از روزها ی ملی این کشور بردارند!!نه البته علامت تعجب نباید گذاشت  همین است دیگر ،نداشتن تبعیض در هیچ شرایطی با مردان هدف است ، نداشتن هیچ هویت مشخص زنانه ای ،حتی اگر مردان راننده تاکسی اند چرا  زنها نباشند...(البته این خوبش است )یادم امد قبلا مرکزی مربوط به امور زنان گفته بود باید درس کوکب خانم زن باسلیقه ای است  را از کتاب های دبستان حذف کنیم چون نقش سنتی زنان را تاکید می کند.....
من  یه ذره دیگه یعنی یک ساعت دیگر!! امتحان دارم  وگرنه بحث مفصل زنان را همین الان می
نوشتم.باشد برای بعد حتما خواهم نوشت دیگر نویسندگان وبلاگ هم ،خصوصاکه دروبلاگ های دیگر دوستان نکاتی را نوشته اند.این ترم اخری بودن و امتحان دادن هم عالمی دارد...
وحالا روز پرشکوه تولدی است که قله ی عظیمی را برای پیمودن دربرابر زن گذاشت.......
استادی میگفت این میلادها چنان برکتی دارند که مایه خسران است که تمام شود و ما بهره ای و عیدی
نگرفته باشیم.

                                    دعا کنیم برای هم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 13:32  توسط فهیمه فداکار  | 

 

آیت الله سید محمدباقر صدر می گفت:" ذوبوا فی الخمینی کما ذاب هو فی الاسلام." یعنی در خمینی ذوب شوید همانگونه که او در اسلام ذوب شد.

داشتم چند کتاب را تورق می کردم در مورد حضرت امام. به خصوص این کتاب "ایمان در ثریا"ی جناب روحبخش توجهم را  جلب کرد. گفتم قسمت هایی از آن را بگذارم تا دیگران هم استفاده کنند. پر است از نکته های ناب و تازه. همه هم مستند .

 نوشتن از امام بهانه نمی خواهد. این روزها به خصوص زیاد به امام احساس نیاز می کنم. از آنجا که این مرد بزرگ ذوب در حق تعالی و فانی فی الله شده بود هر حکایتی و نکته ای و جمله ای از زندگی اش عین ذکر است و تذکر.بدون هیچ توضیحی و حرف اضافه ای... امیدوارم که حقیقتا حظ ببرید:...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 2:1  توسط فاطمه اردبیلی  |