تبليغاتX
هواخوری

هواخوری

بگذاریم که احساس,که اندیشه هوایی بخورد...

بسم الحق

از قديم گفته اند وبلاگ نويس كه ۳ تا شد وبلاگ ماهي يك بار به روز ميشود!و اين مسئله براي وبلاگهايي كه نويسندگانش به صورت همزمان در نشستهاي تابستاني شركت ميكنند صادقتر است...!

تنها ۲،۳ روز ديگر به پايان ماه شعبان باقي مانده... هرچند به قول دوست عزيزي هرچقدر كه ميشنويم انگار فقط آستانه ي حساسيتمان بالا ميرود و تذكر شنيدن به غير از تذكر شنيدن منجر به هيچ چيز ديگر نميشود،ولي يك بار ديگر هم تذكر بشنويم...

"اين ماه تقريبا ماه آزادي است چون مستحضريد آنهائيكه كشاورزند اول سالشان ماه پائيز است كه محصول هايشان را درو مي كنند بعضي ها تاجرند اول سالشان ماهي است كه بهره هاي اقتصادي مي برند آنهائيكه در سير و سلوك كوشش مي كنند اولين سالشان ماه  مبارك رمضان است يعني از ماه مبارك رمضان شروع مي كنند تا ماه رمضان بعدي كه ببينند كجا رسيده اند .ماه شعبان كه مي شود آخر سالشان است تلاش و كوشش مي كنند ، ببينند كه بدهكارند يا بدهكار نيستند اين ماه شعبان براي كساني كه اهل سيرو سلوكند آخر سالشان است اگر بزرگوار مي گويد كه : ماه شعبان مده ازدست قدح كاين خورشيد از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد (حافظ عليه الرحمة) ناظر بر اين همين است كه يعني ماه شعبان خود را درياب بالاخره بايد حساب خود تو بكني كه آخر سال متضرري يا نه ،ماه مبارك رمضان اولين ماه سال است ،ماه رفتن است نه ماه فيض بردن فيض را در شب عيد فطر يا روز عيد فطر مي دهند لذا حافظ مي گويد كه ماه شعبان مده از دست قدح كاين خورشيد ، اگر اين ماه شعبان از بين برود و تموم شود ديگر آن طعم را نمي چشي مگر در شب عيد چون ماه مبارك رمضان ماه كار است نه ماه جايزه است ،جايزه ها را در شب عيد فطر مي دهند كه مي گويند "ليلةالجوائز". روز عيد است و من امروز در اين تدبيرم كه دهم حاصل سي روزه و ساغر گيرم بنابراين كه اين چند روزي كه مانده است ما بايد حسابمونرا بكنيم كه با يك جان طيب و طاهر به ضيافت الهي برويم گاهي انسان از نظر زمان مهمان خداست مثل ماه مبارك رمضان گاهي از نظر مكان مهمان خداست مثل حج و عمره كه مي گويند كه اينها ضيوف الرحمن مي باشند اون مكان محل ضيافت ذات اقدس اله است ماه مبارك رمضان زمان ضيافت خداي سبحان است مستحضريد كه انسان تا واجد شرايط مهماني نباشد او را در ضيافت راه نمي دهند. اين چند روزي كه از ماه پر بركت شعبان باقي مانده است انشاء الله ما خودمان را تطهير كنيم تا اينكه صلاحيت ضيافت ذات اقدس اله را داشته باشيم بخش پاياني عرض بنده همان بيان نوراني رسول خدا عليه الاف تحية الثناء كه در آن خطبه شعبانيه يا آخرين روز شعبان يا آخرين جمعه ماه شعبان است كه حضرت فرمودند ايها الناس ان انفسكم مرهونة باعمالكم ففكوها باستغفاركم و ظهوركم و..... اي مردم! جانهايتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو، خارج كنيد. پشت شما از بار گناهان سنگين است، پس با طولانی کردن سجده ها، آن را سبك گردانيد و بدانيد كه حق تعالي به عزت خود سوگند ياد كرده است كه نمازگزاران و سجده كنندگان در اين ماه را عذاب نكند و در روز قيامت آنها را از آتش دوزخ در امان دارد.

 فرمودكان انفسكم مرهونةبذنوبكم ففكوها باستغفاركم.براي همين آن بزرگواران در دهه آخر ماه شعبان شبانه روز ضجه و ناله ميزدند.گفت: راه دور است و شب تاريك و راه دور و همه خطرها در پيش.آنوقت ما بايد چه بكنيم؟رازش اين است كه ما مسئله مرگ به بعد را فراموش كرديم.نميدانيم چه خبر است.اينجا فرمود:خودتان را آزاد كنيد.اميدواريم ذات اقدس اله توفيقي عطا بكند كه اين ماه رسول (ص)را با كرامت كه محفوف به رحمت است پشت سر بگذاريم.اگر شبش رحمت،روزش  رحمت،بين الطلوعين اش رحمت،ساعاتش رحمت،دقايقش رحمت،ثانيه هايش رحمت،شهر نبيك كه حففته بالرحمة و الرضوان.ما در اين فضاي پررحمت الهي ان شاءالله سعي و تلاش و كوشش را بكنيم كه خودمان را آزاد بكنيم و شرايط ضيافت ماه مبارك رمضان را انشاءالله پيدا بكنيم... "

 *برگرفته از بيانات آيت الله جوادي آملي                                                                    

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 14:56  توسط فاطمه سلطانی ثانی  | 

يا خير حبيب و محبوب

اين قضيه مذاكره با آمريكا كم كم دارد به يكي از ديرپا ترين موضوعات مورد مطالبه براي جميع دانشجويان انقلابي (!) تبديل ميشود.اوايل فقط صحبت از مذاكره بود،بعدا مذاكره تبديل به عمل شد:دور اول،دوم،سوم...

بعد پاي طرف آمريكايي به مذاكرات هسته اي باز شد...

حالا(منظورم هفته هاي اخير است)هم كه صحبت از دفتر حافظ منافع آمريكا به ميان كشيده شده،اينجاست كه با وجود حضور كسي مثل دكتر جليلي آدم ميفهمد كه قرار نيست استكبار جهاني ميراث آرمانخواهي باقيمانده از امام(ره) را به يغما ببرد!و يحتمل اين وسط يك مجهولي وجود دارد كه ما آن را نميدانيم،حالا آن مجهول چيست؟لابد در دراز مدت معلوم ميشود...

ما هم مثل خيلي ديگر از دوستان در ابتداي آشناييمان با نشريه سوره با مفهومي  به نام جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي آشنا شديم كه بعدها خيلي جاها برايمان مصداق پيدا كرد و خيلي به دردمان خورد!هر چند بعدها كه شفاف تر با ابعاد مختلف اين جبهه آشنا شديم فهميديم كه چقدر شدت و ضعف دارد و بهتر است نگاه محوري(شبيه يك محور )به آن داشت تا اينكه صفر و يكي به آن نگاه كرد و فردي را عضو اين جبهه دانست يا ندانست(البته اين تساهل و تسامح به جهت برخي آدمهاي اين جبهه استفاده ميشود وگرنه اميرخاني يا مثلا حبيب احمد زاده كه تكليفشان معلوم است).خيلي از مسائل در رابطه با اين جبهه وجود دارد كه مقداري از آن به خاطر برخي كلي گوييها و يا عدم مواجهه با مصاديق به وجود آمده و باعث ميشود كه وقتي آدم مثلا با نويسنده اي مثل نادر ابراهيمي مواجه ميشود تكليفش را نداند.البته ميتوان از طريق برخي قوانين نانوشته اي كه در رابطه با ساير اعضاي جبهه فرهنگي وجود دارد تكليف بقيه را مشخص كرد ولي  جا دارد كه يك كار نظري اساسي در رابطه اين مفهوم انجام شود تا بتوان از طريق مفهوم راحتتر به مصاديق دست يافت.(بماند كه خود آقاي جليلي مناطق گسترده اي بر روي كره زمين،مثلا از ايران و آمريكاي لاتين و مصر و چين تا مركز اسلامي هامبورگ و مسجد الجواد تهران را محل رشد و پرورش اعضاي اين جبهه ميدانند و معتقدند كه در سوره ي سابق به اندازه ي كافي براي اين موضوع مصداق معرفي شده)يكي از عمده ترين مسائلي كه در رابطه با انتساب افراد به اين جبهه مطرح است مسائلي هستند كه مربوط به مناسك فردي و پايبندي به احكام و شرايع ديني ميشوند.مثلا نويسنده يا شاعري كه نماز نميخواند تكليفش چيست؟البته بررسي بخشي از اين مسائل برميگردد به اينكه آدم شخصيت و زندگي خانوادگي هنرمندان را جدا از آثار هنريشان بداند يا نداند.ولي به هر صورت نسبت خيلي چيزها را بايد با جبهه فرهنگي انقلاب مشخص كرد تا اين مفهوم هم به سرنوشت مفاهيمي مثل فرهنگ و كار فرهنگي،اصولگرايي،فعاليت تشكيلاتي و...دچار نشود!

با اجازه ي سردبير محترم راه،تاملاتي بر روي اين مفهوم صورت گرفته كه شايد بتواند كمكي به روشن شدن ويژگيهاي اين جبهه بكند:

-اعتراض به روند نامطلوب موجود با نگاهي به افق روشن آينده به طوري كه نويسنده به عرصه هاي پوچ گرايي و بي هدفي نيفتد(يك عاشقانه ي آرام،نادر ابراهيمي)

-پايبندي به اصالتها،تعهدها و ارزشهاي اسلامي و انقلابي(پا به پاي باران،هدايت الله بهبودي و مرتضي سرهنگي)

-پاسخي به دغدغه هاي اصيل و بنيادين انسان(روي ماه خداوند را ببوس،مصطفي مستور)

-پرداختن به دغدغه هاي اجتماعي و مشكلات طبقه محروم و مستضعف جامعه(خوشه هاي خشم،جان اشتاين بك)

۱.اين ليست بسيار جاي كم و زياد شدن دارد البته.

۲.در اين ليست فقط در مورد ويژگيهاي كتابهايي كه ميتوانند محصولات جبهه فرهنگي قرار گيرند بحث شده،آن هم فقط در فضاي ادبيات.

۳.قرار بود در اين پست با اين مقدمه به سراغ نادر ابراهيمي برويم كه انشاءالله بماند براي پست بعد.

 

    

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 21:54  توسط فاطمه سلطانی ثانی  | 

هوالحق
"آرمان اصلی وحی ایجاد معرفت برای  بشر  بوده است و معرفت به حق تعالی در راس امور است.ما چه طور  ارمان های توحیدی و عرفانی که انبیا برای ان مبعوث شده اند رادر یابیم  و در قلب و بعد هم در شهود ما وارد شود و این مسئله ای است که به ریاضت محتاج است."اللهم ارنی الاشیاء کماهی "این چیزی است که بزرگان و انبیا خواسته اند.ما نمی توانیم اشیا را کما هی بشناسیم.سخن این نیست که ما نمی توانیم ماهیت اشیا را بشناسیم ،این امر سهلی است.آنی که خواسته اند ارائه این معناست که که نسبت اشیا با حق چیست؟ ،ربط حادث به قدیم چیست.فلسفه کلیاتش را می گوید بعضی مراتبش را هم  اهل عرفان بیان می کنند.رسیدن  به اینکه چه ربط و رابطه ای است این که "هو معکم اینما کنتم" و "نحن اقرب الیه منکم "یعنی اینها چه مسائلی است که دست ما تقریبا کوتاه است لکن ما وقتی دستمان به قله نرسید لااقل به سمت قله برویم.
مساله بعثت و ماهیت و برکات آن چیزی نیست که ما با زبان الکنمان از ان ذکری کنیم. بعثت تحولی علمی  عرفانی در عالم ایجاد کرد و فلسفه های خشک یونانی را به عرفان عینی و شهودی مبدل کرد.این بعد قران تا به حال برای کسی منکشف نشده است مگر براي  من خوطب به  و در بعضی ابعادش حتی بر من خوطب به هم منکشف نشده است و فقطبراي  ذات ذوالجلال ـجلت عظمه ـمعلوم است.در مورد مساله معرفت الله که در قران مطرح است پیامبر به حسب نقل می فرماید که"ما عرفناک حق معرفتک" یعنی ان طور که حق معرفت توست تور ا نشناختیم،نه ما عرفناک حق معرفتی ایاک.حظ معرفت بشر غیر از آن چیزی است که حق معرفت الله است.معرفت خدا چیزی است که نه ملک مقرب می تواند به ان معرفت پیدا کند نه پیامبر مرسل.این مقدار هم از نازله کتاب خداست که بوسیله نزول برقلب رسول خدا  حاصل شده است.
اگر قران نبود باب معرفت الله هم بسته بود.اتصال معنویات به مادیات  و انعکاس معنویت در همه ی جهات مادیات از خصوصیات قران است  که افاضه فرموده است.قران در عین اینکه یک کتاب معنوی عرفانی  است که به خیال ما و خیال جبرئیل امین هم نمی رسد در عین حال کتابی است که تهذیب اخلاق می کند ،استدلال می کندو...این از خصوصیات کتا ب اسمانی ماست که هم باب معرفت را باز کرده و هم باب مادیات و اتصال ان به معنویات را .ان چیزی که ما بایددر روز مبعث توجه داشته باشیم این است که بعثت رسول خدا برای این است که راه رفع ظلم و راه اینکه مردم بتوانند با قدر ت های بزرگ مقابله کنند را به مردم بفهماند"(امام خمینی ـره ـ)
علامه می گویند وقتی می خواهید حضرت را مورد خطاب قرار دهید خصوصا در مقابل بارگاه ایشان در حج با "یا ابتا" صدا بزنید.چقدر جسارت می خواهد و اگر نبود گفتار خود ایشان کی می شد چنین سخنی بر  زبان ناقص آورد.جزو شيرين ترين تجربه هاي حج است اين خطاب به پدري كه رحمه للعالمين است.و گفتن اينكه :واما السايل فلا تنهر.....
ما که مقداری نیستیم در مورد این هدیه عظیم بنویسیم برای همین از رو ح خدا نقل کردیم.به سخنرانی های امام در مبعث ها نگاه كه می کردم عموما امام روی بحث معرفت الله تاکید کرده بودند و اینکه قران باب این معرفت را هرچند ناچیزـالبته برای ما ـ باز کرده است .
به قول استاد طاهر زاده ما اگر چيزي هم نفهميم از اخبار به ما رسيده  مي دانيم چقدربركت دارد اين لحظات و گاهي نوراني بودن لحظات اينقدر هست كه تو هم متوجه شوي و دست به دامان ادعيه .
يا حق و عيد هم مبارك
من دلبستگي اي به اين قرار هاي وبلاگي كه ندارم هيچ ،نكته هم در مورد شان زياد  دارم ولي وقتي كسي در بلاد خارجه خواست هيات راه بياندازد نمي دانم چرامن هم تصميم گرفتم مطلبم را در اين هيات شركت بدم شايد نداي "اين الوبلاجيون من الرجبيون؟"راست باشد.....!!!!!!!
تا حالا اين وبلاگ ها براي ۲۷ سبو از اونوشته اند:نفسانيت يك من ،روايتي ديگر،من پت هستم ،گيومه ،دل نوشته هاي يك 83 اي،حدیث هجرت،کوی جانان، تسنیم،my diaries
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 1:30  توسط فهیمه فداکار  | 

طولانی شد عذر خواهم!!
*اولین بار که این برنامه را دیدم موقعی بود خسته و کوفته رسیدم خانه ی فاطمه خانم اردبیلی و ایشان داشت غرق می شد،و البته من با اینکه نجاتش دادم ولی خودم مجبور شدم صاحبخانه بازی در بیاورم و از خودم پذیرایی کنم و او هم بعدش کلی در مورد مهمان برنامه و صحبت هایش سخنرانی کرد عصبانی بود و خدا را شکر من رسیدم وبا کسی می توانست درد و دل کند.این روز ها که در منزلم، بیشتر وقت می کنم "اردی بهشت"را ببینم.برنامه ای که با محوریت مباحث زنان است و هر روز ظهر  از شبکه چهار سیما پخش می شود.بعضی مواقع مهمان ها و البته بیشتر مجری برنامه روی اعصاب آدم راه می رود.موضع سیاسی مجری که معلومه و جالبه اون دفعه یکی از این خانم های دوم خردادی را آورده بودند ایشان هم چنان از تفکر امام و اینکه فقط ما می فهمیم نگاه امام به زن را و اینکه هر جریانی که اسمش را اصولگرا گذاشت دلیل بر راه امامی بودنش نیست  صحبت می کرد و مجری هم در سته درسته می گفت.حالا نه اینکه خط امامی بودنشان در بحث زنان را تا به حال ندیده ایم!!چند روز قبل هم سخنرانی غرایی کرد در این مورد که هرکس که در بحث زنان نقد دارد را متهم به فمنیست بودن می کنند و.... نمی دانم چرا هر وقت مهمان ها می خواهند توضیح بدهند می دانیدچه می شود دیگر وقت نیست،میان برنامه دارند و.....این هم برنامه زنان تلویزیون ملی .هرچند کامل کننده ی پکیج کلی بقیه برنامه هایشان است دیگر.اینکه در بحث زنان کار نمی شود ،اینکه باید از متصدیان بحث زنان پرسید چه می کنند؟اینکه تعداد آدم های خبره مباحث زنان کم است و...درست ولی برنامه ای بهتر از  شبکه چهاری ها انتظار است .
*من نمی دانم باید پیش چه کسی رفت و التماس کرد و یا حتی پایه ام برای تجمع گذاشتن !!هرجا که لازم باشد، که این حوزه علمیه و جاهای اینطوری مرکز مشاوره نزنند!!اعتکاف یه خانمی آمده بود از حوزه علمیه قم بعنوان مشاور تا جواب پرسش های معتکفان را بدهد.از سوال های معتکفان بگذریم که جای بحث جدی ای را می طلبد و برای ما که بالاخره کارمان است تعجب ندارد .ولی تعجب از چرندیاتی (شما که نمی شناسید بگذارید راحت باشم )بود که بنده خدا تحویل ملت می داد و دقی که من و دوستم بعنوان مشاوران مملکت داشتیم می خوردیم.اولش ما با دانش آموزان جلسه داشتیم نفهمیدیم چه خبر است ،بعد به جواب هایش خندیدیم و بعدتر که کاسه صبر بنده لبریز شد  با هماهنگی با دوستان نیمچه مسئول بعنوان متصدی برنامه(خودم خودم را کردم متصدی)رفتم یک برگه دادم دست استاد گرانمایه که پنج و یا نهایتا ده دقیقه وقت دارید و بعدش برنامه است و ایشان برنامه را همان موقع تمام کرد.از منبر که پائین آمد جمعیت بود که برای سوال داشت می آمد که خدا را شکر فکر کنم زود رفت.جواب ها از بس چرت و غیر عمومی بود نمی نویسم ولی آن هم کلاسی ما، که کلی حاشیه داشت !!و معدلش هم ۱۳
بود و همه ی کلاس ها را هم دو دره می کرد یقین دارم بهتر پاسخ می داد و طرح مسئله می کرد جدا می گویم نه از باب اغراق.مشاوره های سیمای قران و رادیو معارف و... را هم اضافه کنید.یه موقعی آقای مهدوی می گفتند توی یک سخنرانی رادیو معارف را پیاده کرده اند بابت مشاوره تلفنی هاشون ،خداییش همه ی این ها حقشان است.هرچند اصالتا ما مشاوره تلفنی نداریم و اگر امر تلفنی هم باشد راهنمایی تلفنی است.یک بار هم از مرکز مشاوره موسسه امام خمینی (ره)بازدید کردم برای همکاری با اینکه سال اولی بودم ولی با همان چند واحد و دیدن جزوه هایشان فهمیدم اینجا هم خنده بازار است و خبری نیست و دیگر نرفتم.محض رعایت عدل باید گفت آن موقع اینطودی بود حالایش را الله اعلم.
*از اول رجب آدم منتظر آمدن نیمه رجب است و ایام البیض و وقتی تمام می شود تازه می فهمد ای دل غافل رجب از نیمه گذشته و دارد می رود به سمت ماه پیامبر ،مثل انتظار نیمه شعبان که فردایش تازه ناراحتی چقدر زود رجب و شعبان گذشت و حالا این ماه رمضان است که دارد می آید.
*و اما قضیه ستاد و این ادامه ی مطلب را حتماببینید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 18:54  توسط فهیمه فداکار  | 

این  روزها تولد چای نبات است و چای نباتی ها به سنت تحویل گیری هر سالشان تولد راه انداخته اند و سر زنندگان به این وبلاگ مطلب می نویسند.از وقتی که بنر را عوض کردند و اعلام نزدیک شدن به ایام تولد این وبلاگ را اعلام، من تصمیم گرفتم به این مناسبت بنویسم ،البته نه مثل دوستان در تمجید و تعریف بلکه بعنوان یک بهانه برای نوشتن در مورد وبلاگ ها،اصلا همین که این مطلب را به این مناسبت دارم می نویسم خودش تحویل گیری چای نباتی هاست و سعادتی برای آنها برای تبریک این مناسبت!!!
قبلا ها یک بار تصمیم گرفتیم یک لیست صد تایی در مورد وبلاگ های دغدغه مند،متعهد ،نمی دونم هر کسی که بشود معرفی کرد که حرف دارد تهیه کنیم ،به این مناسبت خیلی جاهایی را هم که تا به حال نرفته بودیم رفتیم.خودمان هم در فضای مجازی بعضی جاها را سر می زدیم ،بعدها دوستی خواست که در مورد وبلاگ های دفاع مقدسی بنویسم که من مانده بودم مگر چقدر وبلاگ درست و درمان هست و من کلا با رویکرد نقد این وبلاگ ها وارد شدم و نوشتم  ونه رصد .بماند ان موقع ها خودمان وبلاگ نداشتیم و حالا داریم!!
نویسنده ی وبلاگ کره زمین یک پنجم دبستانی است که البته با ما نسبتی هم دارد اوایل که وبلاگ راه انداخته بود  روی بنرش نوشته بود :وبلاگ راهی برای پر کردن اوقات فراغت.عجب حرف صادقانه ای! 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 20:26  توسط فهیمه فداکار  | 

هوالحق

       "بابک مفتوح للراغبین و خیرک مبذول للطالبین...عادتک الاحسان الی المسیئین...."

*وچقدر زود رجب آمدو دوباره ما در ماه خدا داخل شدیم با همه ی لحظه های بابرکتی که تو راپیش می برند.آماده میشوی که به شب قدر برسی با همه ی عظمتش... و ما مثل همیشه..
عمری به جز بیهوده گفتن سر نکردیم                   تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم

از وبلاگ نفسانیت جزوه ماه رجب استاد طاهر زاده را گذاشتم که خواندنش هر سال خالی از تذکر نیست.
*یه تعداد از دوستان ما که از فارغ التحصیلان اتحادیه انجمن های اسلامی دانش اموزان هم هستند تصمیم داشتند بروند اردوی جهادی و داشتند پرس و جو می کردند که با کجا بروند گذشته از اطلاعاتی که دادم ،بهشون می گفتم چرا نمی روید اتحادیه شهرتان و بادانش اموزان اتحادیه کار کنید؟بالاخره جایگاه اموزشی که شما در اردوی جهادی می روید را دراتحادیه هم می توانید داشته باشید و یا اصلا چرا بعد از  اردو جهادی نمی روید اتحادیه که با دانش اموزان مرتبط باشید؟کلی تلاش کردم اهمیت کار دانش آموزی ،همین قدر را که در تجربیات کار دانشجویی و دانش آموزی بدست آورده بودم و یا از دوستان به ما ارث رسیده بود را بگویم.آخه اتحادیه یک عالمه دانش آموز نخبه ی دغدغه مند مرتبط دارد و یا این پتانسیل را دارد که داشته باشد و چقدر می شود کار کرد و چقدر فضا برای حضور فارغ التحصیلان دانشجو خالیه!
جالبه بعضی از دوستان به خاطر داشتن یک تجربه ی حزب الهی گری و یا خواندن کتاب خاطرات اردوی جهادی دوست داشتند بروند،گذشته از مد شدن اردوهای جهادی - که گاهی هم با توجه به برنامه ریزی ها و مدل کار و ...باید نگران شد - البته من نمی خواهم این حرکت را زیر سوال ببرم هرچند بعضی دوستان ما نکاتی حواشی در اصل اردوها هم دارند ،کلی داشتیم بحث می کردیم که کار برای انقلاب و احساس ضرورت است یا دوست داشتن یک تجربه حزب الهی گری که در صورت دوم نتیجه محل تامل است.
*در راستای اتفاقات دانشگاه علامه ونقد های دوستان ،آقای متولی رئیس اسبق بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی علامه واز فعالان بسیج از دانشگاه اخراج شدند.ایشان جزو معترضین به مدیریت دانشگاه بودند و با  یک مستمسک اموزشی!!!! در حالیکه دو واحد از درسشان مانده است اخراج شدند.بهانه ای که حتی مخالفان  ایشان هم اذعان دارند و حتی به ایشان گفته شده مشکل شما آموزشی نیست و سیاسی است و جالبه مشکل اموزشی با فرض واقع بودنش از طرف دانشگاه بوده به دلیل عدم اطلاع رسانی،عدم اخطار کتبی و اطلاع این موضوع سر جلسه امتحان و اخر سال و ترم.
*وداستان نشست های تابستانی تشکل ها

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 10:3  توسط فهیمه فداکار  | 

 

تنها ساعاتی پس از انتشار نامه بیش از ۶۰۰ نفر از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاهها خطاب به سران سه قوه جهت بررسی ابعاد گزارش‌های تحقیق و تفحص از قوه قضائیه و آموزش عالی و دانشگاه آزاد در خبرگزاری فارس و متعاقب آن در برخی سایتهای خبری، قاضی مرتضوی دادستان تهران، در تماسی تحکم‌آمیز با این خبرگزاری و نیز روزنامه‌های کثیرالانتشار کشور، آنها را وادار به حذف این خبر مهم از روی خروجی خبرگزاری فارس و انصراف از انتشار این نامه‌ها در روزنامه‌های صبح فردا نمود.

به نظر می‌رسد با این اقدام عجیب، سوء‌استفاده از موقعیت شغلی را نیز بتوان به فهرست موارد اتهامی آقای دادستان که نیاز به تدقیق از جانب مسئولین ذیصلاح دارد، اضافه نمود.

حتما به اینجا سر بزنید و در صورتی که با محتوای نامه به سران قوا موافق بودید همانجا امضا کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 11:8  توسط فاطمه اردبیلی  | 

.

رفته بود سخنرانیُ منافقین هم آدم آورده بودند.جا نبود.بیرون شعار میدادند.آخر سر گفتند حاج آقا از در پشتی بفرمایید که به خلقیها نخورید.گفت:این همه راه آمده اند علیه من شعار بدهند.بگذارید چند"مرگ بر بهشتی" هم در حضور من بدهند.از همان در اصلی رفت...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 17:10  توسط فاطمه سلطانی ثانی  | 

 

                                       

               عید همه مبارک!!

                  

کمیته ی سیدا کمیته ای بین المللی است که اجرایی شدن مفاد کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان رادر
کشور های جهان پیگیری میکند ،این کنوانسیون در اخطار به یکی از کشور ها گفته بود که چرا روز
مادر دارند و روز مادر را باید از روزها ی ملی این کشور بردارند!!نه البته علامت تعجب نباید گذاشت  همین است دیگر ،نداشتن تبعیض در هیچ شرایطی با مردان هدف است ، نداشتن هیچ هویت مشخص زنانه ای ،حتی اگر مردان راننده تاکسی اند چرا  زنها نباشند...(البته این خوبش است )یادم امد قبلا مرکزی مربوط به امور زنان گفته بود باید درس کوکب خانم زن باسلیقه ای است  را از کتاب های دبستان حذف کنیم چون نقش سنتی زنان را تاکید می کند.....
من  یه ذره دیگه یعنی یک ساعت دیگر!! امتحان دارم  وگرنه بحث مفصل زنان را همین الان می
نوشتم.باشد برای بعد حتما خواهم نوشت دیگر نویسندگان وبلاگ هم ،خصوصاکه دروبلاگ های دیگر دوستان نکاتی را نوشته اند.این ترم اخری بودن و امتحان دادن هم عالمی دارد...
وحالا روز پرشکوه تولدی است که قله ی عظیمی را برای پیمودن دربرابر زن گذاشت.......
استادی میگفت این میلادها چنان برکتی دارند که مایه خسران است که تمام شود و ما بهره ای و عیدی
نگرفته باشیم.

                                    دعا کنیم برای هم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 13:32  توسط فهیمه فداکار  | 

 

آیت الله سید محمدباقر صدر می گفت:" ذوبوا فی الخمینی کما ذاب هو فی الاسلام." یعنی در خمینی ذوب شوید همانگونه که او در اسلام ذوب شد.

داشتم چند کتاب را تورق می کردم در مورد حضرت امام. به خصوص این کتاب "ایمان در ثریا"ی جناب روحبخش توجهم را  جلب کرد. گفتم قسمت هایی از آن را بگذارم تا دیگران هم استفاده کنند. پر است از نکته های ناب و تازه. همه هم مستند .

 نوشتن از امام بهانه نمی خواهد. این روزها به خصوص زیاد به امام احساس نیاز می کنم. از آنجا که این مرد بزرگ ذوب در حق تعالی و فانی فی الله شده بود هر حکایتی و نکته ای و جمله ای از زندگی اش عین ذکر است و تذکر.بدون هیچ توضیحی و حرف اضافه ای... امیدوارم که حقیقتا حظ ببرید:...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 2:1  توسط فاطمه اردبیلی  |